![]() |
![]() |
|
| هدفم نوشتن جملات مثبت از بزرگان است |
|
بابا سخنراني داشت و منو هم با خودش به سالن سخنراني برده بود. موقع سخنراني بابا، من روي صندلي در انتهاي سالن نشستم و بي اختيار به حرفهاي دختر خانمي كه روي صندلي جلويي با دوستش صحبت ميكرد گوش ميكردم. آن دختر خيلي ناراحت بود بدجوري گريه ميكرد و ميگفت: "تمام درها به رويم بسته شده و هيچ راه نجاتي مقابل خودم نميبينم." دوستش هم به او دلداري ميداد. بي اختيار نگاهم به در ورودي سالن افتاد كه به خاطر سرماي هوا بسته بود و هر كسي كه ميخواست داخل يا خارج شود آن را باز ميكرد و در خود به خود به خاطر فنري كه بالاي آن نصب شده بود بسته ميشد. ناگهان چيزي به ذهنم رسيد، روي شانه دخترك گريان زدم و به او گفتم: "ببين خانم هر دري كه بسته باشد حتما قفل نيست. شايد فقط كافي است تكاني به خودت بدي و چند قدمي حركت كني و دستت را روي دستگيره بگذاري و آن را هل بدهي و يا بكشي! در به راحتي باز ميشه و تو ميتواني به سمت جايي كه ميخواهي بروي!! اين كه يك جا بنشيني و هي گريه كني كه همه درها به رويت بسته است باعث نميشود كه درها خودبهخود برايت باز شوند. يعني اگر هم بخواهند باز شوند آن فنرهاي بالاي در نميگذارند!" و با انگشتم فنر بالاي در ورودي سالن را نشانش دادم. دخترك با تعجب به سمت من برگشت و هاج و واج به در ورودي سالن و البته فنر بالاي آن خيره شد و گفت:"حق با توست ! هر در بستهاي حتما قفل نيست! چرا اين را زودتر نفهميدم!" بعد از جا برخواست و با عجله از سالن خارج شد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 آبان1386ساعت 10:42 AM توسط ارام |
|
|
بی خردی در سه چیز است:
تکبر ستیزه جویی خدانشناسی چقدر بدم میاد از کسانی که برای بدست آوردن مطامع خودشون سعی در خراب کردن دیگران دارند. این کاریه که رییس جدید من انجام داد. کسی که خودش فکر میکنه خیلی با هوشه و خیلی حالیشه. اما من با اعتماد به نفس کامل به حرفهاش جواب دادم که آخر صحبتهاش هم لحن گفتارش عوض شد و هم تصمیماتی که گرفته بود. بخشید که خیلی سر بسته گفتم. این روزها خیلی درگیرم با رییسم و با مجموعه و مهمتر از همه با خودم ...... امیدوارم شماها درگیری نداشته باشین و با آرامش زندگی کینن. ا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 آبان1386ساعت 8:43 AM توسط ارام |
|
|
این چند روز اینترنت دانشگاه قطع بود به همین دلیل نتوسنتم بیام نت. از همه عزیزانی که زحمت کشيدند برام كامنت گذاشتند ممنونم و ببخشيد كه بهتون سر نزدم. انشاءا... فردا با مطلبي خوب و پربار در خدمتتون هستم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 آبان1386ساعت 3:53 PM توسط ارام |
|
|
بر سر آنم که گر زدست بر آید دست به کاری زنم که غصه سرآید خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید چند روزیه که دارم آگاهی هایی کسب میکنم . در مورد خودم . گذشته ام و آینده ام و انگار خدا داره راههای بسته رو باز میکنه... خدایا شکرت که همواره به هر سوال من صبورانه جواب میدی خدایا به همه کمک کن تا دریابند که برای یافتن فقط خواستن لازم نیست بلکه ایمان داشتن به رسیدن به مقصود ضروری تره.
این عکس طرح یک هتل در دوبی است که قراره تا چند سال آینده ساخته بشه. برای رفتن به داخل آن فقط باید از قایق استفاده کرد. اونها کجان ما کجاییم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 8:6 AM توسط ارام |
|
|
قیصر امین پور درگذشت. از صبح که یکی از دوستان اس ام اس داد که قیصر پر کشید این شعر قیصر روی زبونمه: حرفهاي ما هنوز ناتمام ... من قیصر رو از سالها پیش که دانشجو بودم میشناختم و با شعرهاش آشنا بودم و کتاب آیینه های ناگهانش گرمای محفل دوستانه ما بود. اما کاش .... نه جز اینم آرزویی نیست. هر چه هستی باش.... اما باش...... روحت شاد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آبان1386ساعت 9:58 AM توسط ارام |
|
|
در بعدازظهري گرم شيوانا قدم زنان از كنار درختي ميگذشت. جواني را ديد كه زير سايه درخت دراز كشيده و خوابيده است. ناگهان از صداي قدم شيوانا، جوان هراسان از جا پريد و سر جايش نشست و نگاهي به شيوانا انداخت و لبخندي زد و دوباره دراز كشيد كه بخوابد! شيوانا بالاي سر او ايستاد و با لبخندي پرسيد: "چه شد دوباره خوابيدي؟" جوان چشمانش را باز كرد و پاسخ داد: خواب شيريني ميديدم كه درست در لحظه جالب آن از خواب پريدم! ميخواهم دوباره بخوابم و دنباله آن را ببينم! شيوانا پرسيد: "خوابي كه ديدي در مورد چه بود؟" جوان پاسخ داد: "يكي از آرزوهايم كه در بيداري گمان نكنم به آن برسم، در خواب به حقيقت پيوسته بود!" شيوانا سري تكان داد و را ه خود را گرفت تا برود و در همان زمان با صداي بلند خطاب به پسر گفت: "فقط خواب نبين! خوابت را واقعي كن! آن روياي شيرين در خواب تو واقعي شد تا اتفاق افتادنش را باور كني. از اين به بعد نوبت توست كه اين باور را در زندگي واقعي به حقيقت تبديل كني. پس بي جهت با خوابيدن دوباره منتظر بقيه رويا نباش. بقيه رويا را بايد خودت در بيداري بسازي"!
نمیدونم این دریاچه کجاست.؟ چون زیبا بود براتون گذاشتم تا لذت ببرین. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 آبان1386ساعت 7:23 AM توسط ارام |
|
|
چه کسي کر است؟
«ابتدا در فاصله ٤ متري او بايست و با صداي معمولي مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ متري تکرار کن. بعد در ٢ متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد». آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد: عزيزم شام چي داريم؟ جوابي نشنيد.
باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چي داريم؟ باز هم جوابي نشنيد. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابي نيامد.
نتيجه اخلاقي مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد و عمدتاً در خود ما باشد.
تنفسهای عمیق همراه با یک آهنگ ملایم نتایج خوبی به بار میاره. امتحان کنین.(حدود ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت). اگر روزانه انجام بشه كه خيلي خيلي مفيد خواهد بود.موفق باشین.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 آبان1386ساعت 8:5 AM توسط ارام |
|
|
از كامنتاي قشنگتون خيلي خيلي ممنونم. از نوشته هاي دوست عزيزم امين و سكوت كه منو به فكر وا داشتند هم بسيار ممنونم. آدمي به شرايطي عادت ميكنه و ترك اين عادت خيلي خيلي سخته. گاهي آدم فكر ميكنه اگر اين شرايط را براي به دست آوردن شرايط بهتر رها كنم و شرايط بهتر پيش نياد چي ميشه؟ انسان هميشه در حال تغييره ولی گاهی این تغییر رو حس نمیکنه. وین دایر میگه به خودتون عادت ندین کاری رو تکراری انجام بدین. بهتره حتی مسیر رفتن به سرکار یا منزل رو هم چند روز یه بار تغییر بدین و یا زمان بیدار شدن و خوابیدن و حتی مسافرت رفتن رو ...............(البته اگر لطمه ای به زندگیتون نمیزنه پذيرش تغيير في نفسه خيلي خوبه و البته سخته اما شدنيه. به اميد به دست آوردن شرايط بهتربايد تغيير را آغاز كرد. تصميم گرفتم بر تصميمم پافشاري كنم و از خداوند كمك بگيرم. خدايا متشكرم به خاطر همه راهنمايي هايي كه كردي و ميكني.
زندگیتون همانند این گل همواره بهاری باشه از نظر کیفیت و شادابی نه از نظر عمر. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 8:3 AM توسط ارام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
صبحانه زیتون آقای ابطحی یاسمن زن سوك سوك دكه از زنجان علي (مولانا) آفتابگردان (از تايلند) كميل(جديد) مخمل بانو كوير سمنان (تورنتو) نازنين ويستار عزيز مشرق خيال |
|
RSS
|