تبليغاتX
برای دلم
هدفم نوشتن جملات مثبت از بزرگان است

دعاي باران

خشكسالي امان مردم را بريده بود، چنانكه ديگر هيچ كاري را نمي توانستند انجام دهند.

بزرگان شهر در جمعي كه داشتند به اين نتيجه رسيدند كه مردم شهر را جمع كنند و همگي دعاي باران بخوانند، و از خدا بخواهند كه با بارش باران آنها را از خشكسالي نجات دهد.

همه مردم در ميدان شهر جمع شدند و منتظر روحاني شهر بودند تا بيايد و دعاي باران را شروع كنند، بالاخره روحاني آمد و رو به مردم كرد و گفت : تا به امروز نمي دانستم چرا ما از گرفتاري و خشكسالي نجات نمي يابيم ولي امروز با ديدن شما متوجه شدم ، چرا كه همه ما اينجا جمع شده ايم تا از كائنات بخواهيم بر ما باران نازل كند، ولي در جمع شما فقط همين دختر بچه اي كه اين جلو نشسته با چتر آمده و اين يعني فقط يكي از ما به دعايي كه مي كنيم ايمان داريم .

 

ما چقدر به دعاهایی که میکنیم به برآورده شدنش ایمان داریم.

 

Image hosting by TinyPic         

اینجا هوا محل است در شهر جیپور بعدا در موردش توضیح میدم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آذر1385ساعت 7:13 AM  توسط ارام | 

اين مطلب رو به تاج محل اختصاص دادم به خاطر شايا جونم .

 

شاه جهان داراي همسري بود به نام ارجمند بانو بيگم كه 14 تا بچه بدنيا آورد. سر چهردهمين بيمار ميشه و چون ميدونسته ديگه زنده نمي‌مونه به شوهرش 3 وصيت ميكنه :

1ـ اولا بعد از من زني نگير  

2ـ از بچه هام مراقبت كن

3ـ بنايي براي من بساز كه در جهان تك باشه. (براي همين شايعه است كه بعد از ساختن بنا شاه جهان دستور قتل همه كارگران و معماران را صادر كرده تا بنايي مشابه در هيچ جاي دنيا ساخته نشه. البته ليدر ما مي‌گفت چنين چيزي صحت نداره).

آقاي شاه جهان همانطور كه در پست قبلي گفتم با 20000 كارگر و معمار طي 22 سال (1653 – 1631) اين بنا رو ساخت.

با اين ويژگيها:

اولا ساختمان همه قسمتهاش قرينه است. يعني از هر طرف نگاه كني يك شكل داره. پشت ساختمان ـ جلوي ساختمان با هم فرق نداره. حتي در سمت راست بنا به سمت قبله مسجد ساخته و عين بناي مسجد رو در كنار چپ ساخته كه قرينه حفظ بشه.

دوما  4 مناره آن با زاويه 2 درجه از سطح زمين قرار داره كه در صورت آمدن زلزله مناره روي ساختمان نيفته خرابش كنه.

سوما در زمانهاي مختلف روز به دليل انعكاس نور رنگ ساختمان متفاوت است.

مثلا اول صبح: زرد رنگ

وسط روز: سفيد (ما وسط روز اونجا بوديم و اين عكس هم مال همون زمانه)

غروب آفتاب : صورتي مايل به قرمز

زير نور ماه : شيري رنگ

 

تنها چيز غير قرينه وجود قبر شاه جهان در كنار قبر ارجمند بانو بيگم است كه سالها بعد از ساخته شدن بنا پس مرگش اونجا دفنش كردن.

طراحي ايراني زياد به چشم ميخوره. مثلا نوشته شدن سوره يس ـ فجر ـ كورت و ... بر روي طاقيها و شكل گلدسته‌ها .

همه سنگها يكپارچه استفاده شده نه تكه تكه .

حتي گلها با 64 نوع سنگ بكار رفته كه بر روي مرمر يكپارچه فيكس شده.

نمونه‌اي از اين سنگ  مرمر که گلها روی آن فیکس شدن.

Image hosting by TinyPic

 

نمونه جدید که به شکل میز یا بخشی از دیوار میسازن و میفروشن. (با اجازتون یکی از اینها رو خریدم (۲۲۵ دلار)

 

Image hosting by TinyPic

 

سعی کنین حتمن سفر هند رو توی برنامه هاتون بزارین من که خیلی لذت میبرم از دیدن معماری قدیم و صنایع دستی قدیم و ....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 8:46 AM  توسط ارام | 

ديدنيهاي هند زياد است. آنچه از همه ديدني‌تر است تاج محل بود در آگرا.

با وجود شهري بسيار كثيف و بسيار ابتدايي كه آدم متاسف ميشه براي شهروندان هندي اما همه سفر به ديدن تاج محل مي‌ارزه.

بناهاي ديدني در دهلي: مسجد جامع دهلي ـ معبد هندوها ـ معبد بهاييت ـ مقبره مهاتما گاندي ـ دروازه هند ـ خانه رييس جمهور.

 

نام خدايان مذهب هندو:

 شيوا (خداي خشم و غضب) ـ كريشنا (خداي عشق) ـ گنشا (خداي خوشبختي كه داراي خرطوم بلندي است و در بيشتر اماكن مثل مغازه ها و ... ديده ميشه) ـ اوماندا و لاكشينا (خداي ثروت و دولت) ـ هنومان (خداي قدرت كه صورتش شبيه ميمون است) و ....

 

موضوع بسيار جالب اين بود كه براي وارد شدن به اماكن مقدس بايد از توي خيابون كفشهامونو در مي‌آورديم و كفش مخصوصي كه بهمون داده بودن مي‌پوشيديم. حتي هندوها همه پابرهنه وارد ميشدن. حتي براي ورود به قلعه‌ها بايد اين موضوع رعايت مي‌شد.

ادامه دارد.

 

پيوست: من هنوز از هيجان اون سفر شارژم.

 

Image hosting by TinyPic

دروازه هند. وقتی هند و پاکستان و بنگلادش یک کشور محسوب میشدند قبل از استقلال هند از استعمار انگلیس این دروازه جدا کننده هند از هندوستان بزرگ بزرگ بود (یا سمبل هند) بود.

 

Image hosting by TinyPic

 

این معبد مذهب هندو است

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385ساعت 4:1 PM  توسط ارام | 

سلام بر دوستان نازنین

خیلی دلم براتون تنگ شده بود.

بسیار بسیار خوش گذشت جای همه شما خالی.

 

همین جا از شایای خوبم تشکر میکنم به خاطر راهنمایی های بسیار به جا.

 فعلا دو تا عکس براتون میذارم روزهای بعد بیشتر براتون مینوسیم.

محل سوازندن جسد مهاتما گاندی

Image hosting by TinyPic

تاج محل.

بنایی یکتا برای ارجمند بانو بیگم (شیرازی) همسر شاه جهان که هنگام مردن وصیت کرده بود همسرش براش بنایی بسازه که در دنیا تک باشه. که شاه جهان به وصیت عمل کرد و طی ۲۲ سال با ۲۰۰۰۰ کارگر (۲ معمار آن ایرانی بودن) این بنا رو ساخت. ویژگیهای خاصی داره. بعدا بیشتر براتون توضیح میدم.

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه 18 آذر1385ساعت 10:40 AM  توسط ارام | 

عزيزم ! عشق نه مايه شرمندگي ست نه از سر سرافکندگي .

جايگاه معشوق مشخص است .

در اين ميانه عشق‌ورزي آنکه در اوج است عاشق است نه معشوق .

پس از عاشق شدن و عاشق بودن نهراسيم .

و بدان آنکه عظمت عشق تو را نشناخت صغیر است و در خور تحقیر

 

از فردا به مدت یک هفته نیستم.

اگر خدا بخواد عازم سفر هند هستم.

وقتی برگشتم حتمن حرفهای زیادی برای گفتن خواهم داشت و عکسهای زیبا.

خدانگهدارتون.

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 7:57 AM  توسط ارام | 

نامه ای به خدا

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !


با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام. اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.....

 کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...

البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند ...!!! 

 

 

یادمون باشه وقتی خواستیم به کسی کمک کنیم تمام و کمال کمک کنیم چون ممکنه مورد تهمت قرار بگیریم

 

این عروسکها رو دیدین؟ چقدر شبیه  صاحبشون هستن

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 8:0 AM  توسط ارام | 

مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر كشاورزي بود
كشاورز گفت برو در آن قطعه از زمین بايست. من سه گاو نر را آزاد مي كنم اگر توانستي دم يكي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را بتو خواهم داد.
مرد قبول كرد.

در طويله اولي كه بزرگترين بود باز شد. باور كردني نبود بزرگترين و خشمگينترين گاوي كه در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي كوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشيد تا گاو از مرتع گذشت.

دومين در طويله كه كوچكتر بود باز شد. گاوي كوچكتر از قبلي كه با سرعت حركت كرد .جوان پيش خودش گفت: منطق مي گويد اين را ولش كنم چون گاو بعدي كوچكتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد.
سومين در طويله هم باز شد و همانطور كه فكر ميكرد ضعيفترين و كوچكترين گاوي بود كه در تمام عمرش ديده بود.
پس لبخندي زد در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگيرد...

 اما.........گاو دم نداشت!!!!


زندگي پر از ارزشهاي دست يافتني است اما اگر به انها اجازه رد شدن بدهيم ممكن است كه ديگر هيچوقت نصيبمان نشود. براي همين سعي كن كه هميشه اولين شانس را دريابي.

 

اما من میگم: ادمها باید برای بدست آوردن خواسته هاشون سخت ترین کارها رو انجام بدن نه راحتترین کار رو

اگر این فرد میتونست گاو ضعیف رو بگیره فکر میکنین قدر زنی که انتخاب کرده بود رو میدونست.؟؟

خیلی سختگیرم نه

 

Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 2:53 PM  توسط ارام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ساقی
سانی جان
فاطمیا
خاطرات ویژه
حمید عزیز
رادیو زمانه
ميچكا كلي
باغ مهتاب
نارایانا
سیب سبز (رهگذر)
فرشته مهر
فانوس خیس
به روایت من
دلگشا (قزلباش)
شهرزاد مامان حسین
محمد (ترجمه مقالات )
باران ببار
قهوه خانه
ری را
سروش
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/05/01 - 88/05/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
84/07/01 - 84/07/30
84/06/01 - 84/06/31
84/05/01 - 84/05/31
84/04/01 - 84/04/31
پیوندها
صبحانه
زیتون
آقای ابطحی
یاسمن
زن
سوك سوك
دكه از زنجان
علي (مولانا)
آفتابگردان (از تايلند)
كميل(جديد)
مخمل بانو
كوير سمنان (تورنتو)
نازنين
ويستار عزيز
مشرق خيال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان