![]() |
![]() |
|
| هدفم نوشتن جملات مثبت از بزرگان است |
|
ادامه
مثلا همه ما ميدونيم بكار بردن كلام منفي توي زندگي بسيار مخربه. اما از صبح كه بيدار ميشيم ميگيم من اگه شانس داشتم اسمم رو مي ذاشتن شمسي خانوم يا شمس الله . آيا واقعا اونهايي كه توي زندگي موفقن همه اسمشون شمسي يا شمس الله است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يا ميدونيم كه اگر دلمون ميخواد چيزي رو داشته باشيم مثل ماشين ، آپارتمان يا حتي دوست خوب بايد براي بدست آوردنشون علاوه بر تلاش ، تكرار جملات مثبت هم مؤثره. ولي همينكه 3 يا 4 روز اين كار رو انجام داديم و نتيجه نگرفتيم پشيمون ميشيم كه تا خدا نخواد هيچ اتفاقي نميافته . اين كارها بيهوده است. برايان تريسي (نويسنده كتاب قورباغه را قورت بده) با اينكه توي زندگيش خيلي موفقه و همه چيز داره. هنوزهم براي آينده برنامه داره و براي هر چيزي كه دلش ميخواد دااشته باشه كلمات مثبت تهيه كرده و هر شب قبل از خواب يا هر روز قبل از بيرون اومدن از خونه تكرارميكنه. پس سعي كنين زود پشيمون نشين. حتمن حتمن بدست ميارين . ناگفته نمونه من هم مثل بعضی از شماهام
قارچ قرمز تا حالا دیده بودین؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 آبان1385ساعت 7:41 AM توسط ارام |
|
|
تنها نشان زندگی رشد کردن است. "کاردینال نیومن"
ما چطور زندگی میکنیم. آیا ما آخر هر روز - نه. آخر هر هفته نه - آخر هر ماه نه - آیا آخر هر سال به این فکر میکنیم که چقدر بزرگ شدیم؟؟ بزرگ شدن روحی و معنوی . چقدر به دانسته های ما اضافه شده و چقدر از دانسته هامون رو توی زندگی بکار میبریم. متاسفانه خیلی از ماها فقط یاد میگیریم. هنگام عمل که میرسه طبق دانسته های قدیمیمون عمل میکنیم چون هنوز به چیزهایی که یاد گرفتیم باور نداریم. یا باورها و دانسته های قبلیمون خیلی قوی ترند. بیایید تلاش کنیم تا دانسته های جدید که خیلی هم به دردمون میخوره باور کنیم. مثالها باشه برای پست بعدی. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 آبان1385ساعت 8:39 AM توسط ارام |
|
|
ديروز اول صبح كه سوار تاكسي شدم . راننده: سلام ، صبح به خير. گفتم: سلام صبح به خير راننده: ايشا ا... به سلامتي بريد سر كار و به سلامتي برگرديد پيش خانوادتون. گفتم: به همچنين. من اولش خيلي تعجب كردم فكر كردم اين آقاهه مخش تكون خورده. بعد از يك چهارراه مسافر مرد سوار كرد . با اون هم همين جور صحبت كرد. فهميدم نه!!!! اين آقاهه مخش تكون نخورده متاسفانه ما هميشه مخمون تكون خورده است و از اول صبح با همه دعوا داريم. (البته من ندارم..... خيلي خوشم اومد از راننده تاکسی شارپ شارپ اون هم اول صبح. يه مسافر خانوم مسن سوار كرد كه از دست بيمه تامين اجتماعي بسيار گله مند بود و به مسئولين مملكتي بد و بيراه ميگفت. در جواب این خانوم چیزی نگفت.(احتمالا نمیخواست اول صبحی حرفی بزنه که خوشایند نباشه) ولی با مسافر مرد كه جلو نشسته بود هی شوخي ميكرد تا اون بخنده. ضمنا جو سنگین بوجود آمده توی ماشین رو از بین ببره. خانومه گفت: كاش همه راننده ها مثل شما بودن. راننده گفت: ما درس پس ميديم مادر. اند مرام..........................
الهی همیشه شادی داشته باشین دوستان گلم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 6:49 AM توسط ارام |
|
|
امروز همکارم درحالی که دستش رو میخاروند گفت: از صبح کف دستم میخواره ولی پولی هم دستم نمیاد.!!! گفتم: هنوز تا آخر وقت اداری وقت داریم نگران نباش پول هم گیرت میاد.
راستی شما هم معتقدین به این جور چیزها؟ اگه کف دست بخاره میگن پول گیرت میاد. اگه کف پات بخاره میگن کتک میخوری!! اگه گوشت زنگ بزنه میگن کسی داره پشت سرت حرف میزنه. و..... شما چه چیزهایی شنیدین ؟
البته من به این چیزها معتقد نیستم. ولی فکر میکنم با توجه به افکار قوی ما در مورد مسایل احتمال وقوع هر یک از این موارد به دلیل باور قوی پیش آمدنیه. نظر شما چیه؟
این گل هم تقدیم به شما. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 آبان1385ساعت 9:10 AM توسط ارام |
|
|
موضوع پارگی شلوار استاد رو برای دوستان عزیزم توضیح بدم . در سالن شورای دانشکده که حدود ۷۰ یا ۸۰ صندلی وجود داره این اتفاق افتاده. پس نمیشه همه صندلیهارو مبلمان انتخاب کرد. ولی میشه با یه چکش ناقابل دخل میخ رو آورد. البته این هم تقصیر دکتر احمدی نژاد نیست. میدونم اما تقصیر آدمهای بی تفاوتی هست که به این سمت گمارده شدند.
هر مسئله پیامی دارد. شاکتی گواین
احتمالا برای اون آقای دکتر پیام پارگی شلوار این بود که به عز و التماس این آقایان توجه نکن. برو به کار طبابت خودت برس. کار اجرایی رو به همین آدمها بسپاری بهتره.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 آبان1385ساعت 10:51 AM توسط ارام |
|
|
داشتم به دکتر (رییسم ) گلگی میکردم که چرا کارها پیش نمیره. خدمات؟ کارپردازی ؟ نامه رسون و ... که خندید و گفت. به همه موارد بالا این رو هم اضافه کن: امروز توی جلسه شلوار یکی از اساتید گرفت به میخ صندلی و پاره شد هم خندیدیم و هم ناراحت شدیم. باید با التماس از اساتید دعوت کنیم بیان جلسه تا همفکری کنن برای کارها - شلوارشونو هم پاره میکنیم. اینجا انگار هیچکس مسئول نیست. گر چه دولت جدید ادعای دولت مسئول رو داره. ولی اینجا بخش کوچکی از مجموعه دولت است که اینه وضعش .... تو خود حدیث مفصل بخوان .....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 10:34 AM توسط ارام |
|
|
مدتی است صدایت میکنم جهت طلبی. همواره به داده هایت شکر کردم به نداده هایت نیز. حالا که جوابم رو دادی به شیوه ای که خود صلاح میدانی و اما من من بنده کوچک تو هستم و تو خدای من . آفریننده من و .... شاید به این دلیل مرا انتخاب کردی که لایقترین بودم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 آبان1385ساعت 7:5 AM توسط ارام |
|
|
این جملات را من کپی پیس کرده بودم انگار بعضی از دوستان نتونستن بخونن. با عرض معذرت. حالا مثل اینکه درست شد.
ادمها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند ... و گنجشکها جدی جدی میمیرند ... ادمها شوخی شوخی زخم میزنند .... و قلبها جدی جدی میشکنند...... و تو شوخی شوخی لبخند میزنی ..... و من جدی جدی عاشق میشم.
حالا من به جملات بالا این جمله را اضافه میکنم که: شما اگر شوخی شوخی لبخند بزنین جدی جدی شاد میشین.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 آبان1385ساعت 8:21 AM توسط ارام |
|
|
انگار هیچکس دوست نداره با مطالب اعتراض آمیز من روبرو بشه. اینو از کامنتهای نذاشته دوستان فهمیدم. وقتي دخترم تريسي كلاس دوم بود، يك روز به خانه آمد و گفت: "بيلي مرا دوست نداره، بيلي مرا دوست نداره". من پرسيدم : تو او را دوست داري؟ تريسي گفت: بله. بعد من گفتم: "خوب، همين كلي ميارزه". دقت كنيد كه حتي در 7 يا 8 سالگي فرد نبايد تصور كنه رفتار ديگران نسبت به او بايد با واكنش منفي او روبرو بشه.
اگر شما جای تریسی بودین چیکار میکردین؟ آروم میشدین؟ درسته که باید آدم به دل خودش رجوع کنه برای دوست داشتن یا دوست داشته شدن. اما خودمونیم دلمون میخواد وقتی نسبت به کسی اظهار محبت میکنیم همون رو دریافت کنیم. یه کم سخته دیدن بی تفاوتی طرف مقابل. خدایا دوستت داریم خیلی زیاد. لطفا تو هم چون همیشه دوستمون داشته باش گرچه بعضی وقتها کاری میکنیم که ما رو از تو دور میکنه اما تو ما را دریاب تا همیشه این گل تکراریه ولی چون خیلی دوسش دارم باز هم گذاشتم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 7:30 AM توسط ارام |
|
|
من اين روزها گير دادم به دولت. ديشب و پريشب كانال 5 گزارشي از افرادي كه به خاطر تصادف و پرداخت ديه زنداني شده بودن پخش ميكرد. لابد دولت فكركرده وقتي مردم براي ايتام اينهمه پول ميريزن چرا براي زندانيان نريزن؟؟؟ براي مردم خير ما كه با پرداخت اين هدايا به خودشون در درجه اول نفع ميرسونن خيلي خوبه. يك نوع تمرين نفس است. اما براي دولت چي؟؟؟ دولت كي قراره به اين ملت خدمت كنه؟ تا 2 سال پيش براي ترميم حقوق كارمندان سقف اضافه كار را زياد كرده بودن كه كارمند در مضيقه نباشه(تا حدودي) اما از وقتي اين آقاي دكتر تشريف فرما شدن به جاي اينكه حقوقها اضافه بشه از اضافه كارها هم كم شده. آنقدر كه همه كارمندا (توي دانشگاه ما) مثل دو سال پيش اضافه كار ميگيرن. آيا تورم بالا نرفته؟ خرج زياد نشده؟ آيا از جايي ديگه به اين كارمندا ميرسه؟ بخدا نه!! اون موقع 3 ماه يكبار بن داشتيم كه حالا نداريم. به مناسبت هر عيدي (مثل فطر ـ قربان ـ غدير و ... روز زن و تولد حضرت علي و روزكارمند) مبلغي هر چند ناچيز به حساب همه كارمندا واريز ميشد اما حالا خبري نيست!!!!!!!! اين از وضعيت محيط بسيار كوچك كاري در مقابل حجم عظيم كارمند ومحيط كاري در نقاط مختلف كشور. نميدونم اينهمه پول كه جمع ميكنند جز براي خريد اسلحه و آمادگي براي جنگ كارديگهاي ميكنن؟؟؟؟ منتظر سهام عدالت باشین که قراره به قشر کم درامد پرداخت بشه.این دیگه نمیدونم چه کلاه گشادیه که باز باید توی سر این قشر بره
هي ميخوام مثبت فکر كنم بخدا نميشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 آبان1385ساعت 7:21 AM توسط ارام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
صبحانه زیتون آقای ابطحی یاسمن زن سوك سوك دكه از زنجان علي (مولانا) آفتابگردان (از تايلند) كميل(جديد) مخمل بانو كوير سمنان (تورنتو) نازنين ويستار عزيز مشرق خيال |
|
RSS
|