تبليغاتX
برای دلم
هدفم نوشتن جملات مثبت از بزرگان است

هر جا برای خودتان احترام و ارزش قایل شوید دیگران هم به همان اندازه برای شما احترام و ارزش قایل میشوند.

اکثر مردم ما یاد گرفتند که برای دیگران ارزش قایل شوند ولی برای خودشان نه و فکرمیکنند که باید متواضع باشند. وقتی بهشون میگی نسبت به خودت مهربان باش میگه: یعنی چی که من به خودم احترام بگذارم.

هفته پیش مهمان عزیزی داشتم که برای درمان آمده بود تهران. دو دست و دو پاهاش نیاز به تزریق آمپولی داشت که هر یک ۱۵۰ هزارتومان قیمتش بود. خانوم کارمند بود. ولی وقتی شوهرش فهمید که پول آمپول اینقدر زیاد است کمی من من کرد .... که اگه تزریق نکنیم چی میشه؟

این زن تنها کاری که کرد این بود که بگه من در طول سال هر چی حقوق میگیرم مال تو و دو تا پسرهاست بزار این دو ماه برای من باشه.......(احترام به خود) (چون بعضی زنها یا حتی بعضی مردها میگن آخه پسرمون دانشجو است ..... الان به این پول نیاز داریم ..... حالا باشه شاید خودش خوب بشه).

واقعا چرا؟ چرا آدمها نباید برای خودشون زندگی کنند. این موضوع شامل حال برخی آقایون هم میشه. بعضی باباها رو من دیدم هرچی تلاش میکنند برای زن و بچه هاشونه . ذره ای برای خودشون ارزش قایل نیستند.

البته ارزش گذاری به خود نباید به صورت خودشیفتگی در بیاد . که هی راه بره به دیگران بگه من خیلی خوبم ... من خیلی زیبام.... و.... بلکه باید به خودش بگه تو خیلی ماهی عزیزم. تو خیلی خوبی نازنینم. اگه تو نباشی من نیستم  

این گل خیلی زیبا که طراوت و شادابی رو در آدم زنده میکنه اول تقدیم به شما عزیزان که خیلی دوستون دارم. بعد تقدیم به خودم که باز هم خیلی دوستش دارم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 7:58 AM  توسط ارام | 

۴ روز آخر هفته رو رفته بودم شمال.هوا گرم و شرجی بود. اما دیدار با خواهر و برادرها و دوستان خیلی خوب بود.

دیشب ساعت ۸ بلیط داشتم که برگردم. حدود ۳ سالی بود که دیگه با اتوبوس نیومده بودم. از ساعت ۸ نشستیم توی اتوبوس و اتوبوس راه نمیفتاد. به محمد (پسر خواهرم) گفتم برو بگو همه مسافرها اومدن چرا نمیره؟؟؟ رفت و اومد گفت. خاله آقاهه میگه راننده رفته جایی. براش کاری پیش اومده تا ۱۰ دقیقه دیگه میاید.

ساعت ۸:۳۵ دقیقه راه افتاد.

صندلی که من نشسته بودم لق میزد. مثل الا کلنگ. به شاگرد راننده گفتم میخوام جامو عوض کنم . گفت: باشه برو جای دیگه دو تا صندلی ردیف خودمون خالی بود رفتم اونجا نشستم دیدم اونجا هم همینطوره دیگه حوصله نداشتم باز اعتراض کنم. خلاصه تحمل کردیم تا رسیدیم رودهن. یکی از صندلیهای کنار ما یک آقایی نشسته بود که پشت صندلی شکست افتاد روی پای آقای پشت سری. جیغ آقاهه در اومد. که این چه وضعشه . صندلیها تونو درست کنین اونهمه پلو میگیرن تعمیرنمیکنین. راننده به روی مبارکش نیاورد ولی شاگر راننده اومد گفت ما هر روز داریم تعمیر میکنیم ولی مسافرها خرابش میکننبا تعجب گفتم این اتوبوس از وقتی خریداری شده انگار رنگ تعمیر کار رو ندیده چطور شما هر روز درستش میکنین که ساکت شد و هیچی نگفت. (بعدا فهیمدم صندلیهای دیگه هم مشکل صندلی منو داشت).

با خودم فکر کردم آخه کی برای این مردم ارزش قائل میشه.  جز خودشون. اگر این مسافرها سوار نمیشدند. همه اعتراض میکردند و میگفتند پولمونو پس میگیرم(البته توی ترمینال نه وسط راه). اینها چی کار میکردند جز اینکه اتوبوس خوب در اخیتار بزارن. تازه اتوبوس مال ارک بود یعنی من و محمد و۳ نفر دیگه تهران پیاده شدیم. بقیه باید تا صبح اتوبوس رو تحمل میکردند.

کی قراره این مشکلات ایران حل بشه. خدا میدونه.

انصافا تعاونی های یک و دو که من بعضی وقتها باهاش میرم شمال خیلی تمیز و خنک و خیلی خوبه. ولی اون اتوبوسهایی که مثل دیشب قراره برن اصفهان یا اراک یا جایی غیر از تهران نمیدونم چرا خرابند.

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 8:41 AM  توسط ارام | 

امروز چند نکته که خوبه که روزانه گوشزد بشه مینویسم.

هیچگاه رویاها و آرزوهایتان را رها نکنید. زودتر از زمانی که باور دارید به موفقیت دست خواهید یافت.

همواره افکار عالی و آرمانهای والا را به ذهن خود راه دهید و از افکار کوچک و حقیر بپرهیزید.

هر روز ایده های خلاق خود را یادداشت کنید و مهمترین و بهترین آنها را به عمل تبدیل کنید.

اگر هنوز زنده اید دلیلش این است که هنوز به جایی که باید برسید نرسیده اید.

آرزو میکنم همواره بعد از رسیدن به آرزوهای قشنگتون آرزوهای قشنگتری رو در ذهن بپرورانید.

این گل شبیه آباژور روشنه نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 9:52 AM  توسط ارام | 

امروز طبق معمول هر شنبه با شادی اومدم اداره. اما وقتی رسیدم دیدم توی چه جهنمی پا گذاشتم. دستگاه های خنک کننده خرابند و رییس بزرگ رفتند سفر حج.!!! آیا این حج مقبول است یا نه خدا داند.

کی گفته که این مسئولین باید هر سال حداقل یکبار برند مکه بدون اینکه ذره ای دلشون برای کارهای مونده بتپه؟؟؟ با پول من و شما میرن برای خودشون کیف میکنند اسمش رو میگذارند عبادت؟؟؟

آرام خانوم باید مثبت فکرکرد. خدا رو شکر که زنده ام و این گرما رو درک کردم نه  والا ممکن بود امروز اصلن از خواب بیدار نشم.

خدایا شکرت که من مسئولی نیستم که بی توجه به خواسته های زیر دستانم بیام مثلا برای تو عبادت کنم و دلم خوش باشه که تو منو می بخشی.

خدایا شکرت که اینقدر به من تحمل عطا میکنی که علیرغم گرمای اتاق کارهامو بتونم انجام بدم و نمونه.

خدایا شکرت که قدرتم رو زیاد میکنی برای اعتراض کردن . (امیدوارم این اعتراضها نتیجه بده).

حالا یک ماجرای خنده دار.

دیشب داداش حمیدم باتفاق لیلا و زینب و حسین مهمان من بودند. موقع خوابیدن زینب آب خواست مامانش بهش آب داد. وقتی آب رو خورد گفت: سلام بر حسین. یهو حسین گفت سلام کجا بودی؟؟؟؟

شلیک خنده ما

مامانش گفت منظورش امام حسین بود پسرم.

حسین گفت: پس من ززیدم (یزیدم).....

من خندیدم و گفتم: پس منم عمه ززیدم.

گفت: من ززیدم خنده هم نداره

الهی من قربونش برم اینقدر این پسر شیرین زبونه

خدا حفظش کنه.

این عکس منو یاد فیلم روز هشتم میاندازه. مانوس شدن با طبیعت. شما چی؟

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 9:56 AM  توسط ارام | 

 

شب و روز پدر

 

بر همه پدران دنیا

 

مبارکککککککککککککک

 

بعضی از دوستان در مورد پست پریروز پرسیدند که تصویر ذهنی چگونه است؟

آنهایی که معتقدند با تصویر ذهنی میتونین به اهدافتون برسین میگویند:

برای بدست آوردن یک چیز باید بتونی دقیقا جزئیات آن چیز رو تصویر کنی. مثل داشتن یک آپارتمان.

باید بتونی در ذهنت در مورد متراژ آپارتمان - آشپزخانه - اندازه اشپزخانه - اندازه اتاقهای خواب - حتی نورگیر بودن یا نبودن- خلاصه هر مورد دیگر رو تصویر کنی. نه یک بار نه دو بار بلکه در طول روز حداقل یک تا دوبار این کار باید انجام شود.

البته شب هنگام خواب بهترین زمان برای ساختن تصاویر زیبای زندگیتون و دریافت آروزهاست. که خیلی خوب جواب میده.

البته یادتون باشه بعد از تصویرسازی به هیچ وجه فکر منفی نکنین . مثل این: من که شانس ندارم!! یا من میدونم که اینجور کارها بی فایده است.

امیدوارم همه شماها به آرزوهای قشنگتون برسین.

مسیر زندگیتون هماره سبز و بی خزان باد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 9:14 AM  توسط ارام | 

مقاله جدید رابینر در باره تفکر مثبت است. اون معتقده که با تفکر مثبت به تنهایی چیزی بدست نمیاید. باید به دنبال تفکر مثبت اقدام مثبت هم انجام بگیره. صرف نوشتن جملات مثبت و یا تصویزسازی مثبت عملی انجام نمیشه. باید در جهت برآورده شدن آرزوها همگام با تصویرسازی و به کار بردن کلام مثبت اقدامات لازم نیز انجام شود.

البته من همیشه با انجام عمل تفکر مثبت رو بکار میبرم و خدا رو شکر در برخی موارد معمولی و پیش پا افتاده خوب جواب میده اما و اما و اما ..................

تا خدا چه خواهد. گفتن این جمله خدا چه خواهد هم برخی معقتدند صحیح نیست . آنچه ما میخواهیم. هر آنچه برایمان پیش بیاید چیزی است که خود خواسته ایم.

پس خدایا ما را در جهت بهتر خواستن و بهتر بودن یاریمان ده. که تنها تو قادری و تنها تو توانایی.

من نیلوفر آبی آبی رنگ ندیده بودن تا حالا شما دیدین؟؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 8:7 AM  توسط ارام | 

تصاویری که در ذهن خود میپرورانید به صورت برنامه ای برای رسیدن به اهدافتان درمی آیند.

اونهایی که به تصویرسازی معتقدند میگویند هر چیزی را که بتونیم به خوبی تصویر کنیم میتونیم به منصه ظهور برسونیم. من تا حالا نتونستم این کار رو انجام بدم. هیچیک از چیزهایی که تصویر کردم (مداوم شاید برای بعضی چیزها حدود ۲ ماه وقت گذاشتم) نه تنها به واقعیت نپیوست بلکه منو ناامیدتر کرد. نمیدونم شاید من قلق تصویرسازی رو درست یاد نگرفتم.

نظر شما چیه؟ آیا تجربه عینی دارین؟

 

بگذریم. امروز روز شنبه و روز اول هفته است. باید روز رو به خوبی آغاز کنیم تا آخرهفته به شادی و سلامتی و موفقیت بگذره.

هفته خوبی داشته باشین

دوست داشتم تعطیل بودم و یک هم پا داشتم میرفتم اینجا.... جای خیلی قشنگیه نه؟ جون میده برای تصویرسازی

+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1385ساعت 8:9 AM  توسط ارام | 

دایما به خود گوشزد کنید که از آن چه تصور میکنید بهتر هستید.

این جمله اولین جمله ای بود که با باز کردن مجله موفقیت به چشمم خورد.

وقتی در نزد خودت (نه نزد دیگران) خودت رو قبول داشته باشی و یا حتی خودت رو بهتر از آنچه به نظر میایی بدونی و دست از انتقاد کردن از خودت برداری  کائنات در بهتر شدن و خوب تر زندگی کردن کمکت میکنه.

امروز حالم خوبه. مرسی از دوستانی که برام کامنت های زیبا گذاشتند.

راستی امروز تولد یکی از دوستان خیلی خوبمه.

 

تولدت مبارک

 

امیدوارم به هر آنچه که دلت میخواد و به صلاحته برسی.

بیا شمعها رو فوت کن که ۱۰۰ سال زنده باشی.

(اگه نگی تا ۷۰ بسه)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 9:0 AM  توسط ارام | 

ديروز سرگرم سرك كشيدن به وبلاگها بودم كه در وبلاك آقای ابطحی به اين پيغام گير ها برخوردم.

 

"مثلاً یکی از دوستان ایران دوست هم دیدم شعری که گمان می کرده به سبک شاهنامه است سروده: کنون نیستم من اندر سرای / که رسم ادب را بیارم به جای / پیامی گذارید و مهر آورید / همان آب شرمم به چهر آورید / چو فردا بیاید بلند آفتاب / به پاسخ نشینم، بگویم جواب.

جواب تماس گیرنده به پیغام گیر را هم این آقا با شعر سروده است: گرفتم شمار تو را بارها / چه کار است ما را به این کارها / نبودی به منزل و لیکن پیام / تو بشنو ز بنده دگر والسلام / به زنگی بکن شادمانی پدید / که شاید صدایم دو گوشت شنید / دو گوشم کنم سوی زنگ تو نیز / از امروز تا بر دمد رستخیز"

جالب بود نه. 

 

 

 

زندگی برای من به همین اندازه مبهمه. مه آلود و نشناختنی. که فکر میکنم شناختمش ولی در واقع نشناختم.

همواره سعی میکنم فکر کنم که پشت این مه فضای روشن و شادی بخش وجود داره. اما بعضی وقتها دلم نمیخواد اینجوری فکر کنم. اینو بهش میگن افسردگی نه؟؟؟

ولی من تو رو از پا در میارم (افسردگی) مطمئنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 7:44 AM  توسط ارام | 

روز سه شنبه بدون مقدمه تصمیم گرفتم که برم شمال!! از قدیم مدتی که دور از خانواده هستم هوایی میشم. به شدت نیازمند بودم که هوایی عوض کنم.

اما از دیشب که برگشتم فکر میکنم انگار هیچی عوض نشده!!! نمیدونم چرا؟؟ اونجا که بودم خیلی خوب بودم ولی..... 

بعضی وقتها این روحیه من بدجوری گیر میده .....

امیدوارم به زودی روحیه عالی پیدا کنم برام دعا کنین.متشکرم.

خدایا کمکم کن در کوران زندگی بتونم مقاومت کنم و تصمیم درست بگیرم

امروز  tiny pic قاط زده هيچيك از عكسهايي كه براتون انتخاب كردم آپلود نميشه. فكر كنم اينم مثل من حالش خوب نيست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 7:46 AM  توسط ارام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ساقی
سانی جان
فاطمیا
خاطرات ویژه
حمید عزیز
رادیو زمانه
ميچكا كلي
باغ مهتاب
نارایانا
سیب سبز (رهگذر)
فرشته مهر
فانوس خیس
به روایت من
دلگشا (قزلباش)
شهرزاد مامان حسین
محمد (ترجمه مقالات )
باران ببار
قهوه خانه
ری را
سروش
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/05/01 - 88/05/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
84/07/01 - 84/07/30
84/06/01 - 84/06/31
84/05/01 - 84/05/31
84/04/01 - 84/04/31
پیوندها
صبحانه
زیتون
آقای ابطحی
یاسمن
زن
سوك سوك
دكه از زنجان
علي (مولانا)
آفتابگردان (از تايلند)
كميل(جديد)
مخمل بانو
كوير سمنان (تورنتو)
نازنين
ويستار عزيز
مشرق خيال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان