![]() |
![]() |
|
| هدفم نوشتن جملات مثبت از بزرگان است |
|
امروز روز دومی بود که میرفتم پیاده روی دور حوض کنار مسجد دانشگاه تهران . وقتی فواره ها باز است و رنگین کمان توی نور آفتاب نقش میبنده - گلها - خیسی صندلیها و زمین - سبزه های خیس و ..... خیلی قشنگه. با نفس کشیدن توی اون فضا برای تمام روز انرژی میگیرم. اگه یادتون باشه ۶ ماه پیش نوشتم که پارک لاله لوازم ورزشی خوبی گذاشته و همه میتونن استفاده کنن و خودم هم یک هفته رفتم برای ورزش بهتون توصیه میکنم اگر خونتون نزدیک پارک است روزانه ۱۵ دقیقه تا نیم ساعت رو برای پیاده روی وقت بذارید حتمن پشیمون نمیشید. اگر آمریکا از بمبهای اتمی Bunker Buster (خراب كننده پناهگاههاي زير زميني) براي زدن تاسيسات هستهاي اصفهان استفاده كند چه اتفاقي ميافته؟این انیمیشن رو ببینید. نمیدونم در مورد جمع آوری دختران خیابانی چیزی شنیدید؟ اگر نه پس اینجا رو بخونید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 8:40 AM توسط ارام |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 8:19 AM توسط ارام |
|
|
امروز روز قشنگیه. روزی نو ..... پس از نو شروع باید کرد.
تولد پیامبر اکرم و فرزندش امام صادق رو به همه شما تبریک میگم.
یکی از دوستام که دو تا از دخترهاش آمریکا زندگی میکنن امروز میگفت به دخترم زنگ زدم - میگفت: جو اینور آب نسبت به ایران خیلی منفیه ؟ گفت چطور؟ قراره جنگ بشه؟؟ گفت نه!! جنگ نه!! ولی قراره همگی دست به دست هم بدن و ایران رو تحریم کنند. گفتم گل بود به سبزه نیز آراسته شد. این آقای دکتر هنوز قدم خیری در جهت رفاه مردم برنداشته قراره کاسه گدایی دستشون بده ............ نظر شما چیه؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 فروردین1385ساعت 8:24 AM توسط ارام |
|
|
كلي مطلب نوشتم ولي مشكل پيدا شد و ثبت نشد.دوباره مينويسم. ديشب كه برنامه مستقيم تحويل كيك زرد به موزه آستان قدي پخش ميشد هم خوشحال بودم هم ناراحت تازه اگر با همه اينها 2 سال بعد نيان بگن كه ما يك خميري مثل كيك زرد درست كرديم براي كور كردن چشم دشمن بدنبال مانور پيامبر اعظم و اون برنامه را راه انداختيم ولي الان هيچ كاري از پيش نميبريم . بايد منتظر آينده بود.
این دشت پر لاله را تقدیم میکنم به شما به مناسبت تولد کیک زرد البته اگر خبر درست باشه. (من با همه خوشبینیم نسبت به اینها خیلی بدبینم متاسفانه).
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 4:0 PM توسط ارام |
|
|
داستان وبلاگ آفرینه منو یاد یک خاطره انداخت. سالها پیش که دانشگاه شاهد کار میکردم. رئیسمون روحانی بود و خیلی شوخ طبع و دوست داشتنی. من توی اتاق ایشون بودم که رئیس امور خوابگاه ها اومد توی اتاق. آقای دکتر (روحانی) پرسید چی شد؟ حالش خوبه؟ گفت: بردیمش بیمارستان فعلا بستریه. گفتم چی شد؟ رو به من گفت: خیلی ببخشیدا این خانومها گیجند دیگه؟؟ من بر آشفته: مردها هر روز چندین بار تصادف میکنند کسی نمیگه گیجند!! یک دختر شهرستانی بیچاره که راننده اتوبوس ندیدتش زده بهش گیجه؟!؟! یهو رئیسمون با خنده شیطنت آمیزی گفت: شما خودتو ناراحت نکن اونجا که آقایون تصادف میکنند هم باز مقصر خانوم ها هستند........ من: خیلی دوست داشتم یک چنین جایی خونه میداشتم شما چطور؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 8:26 AM توسط ارام |
|
|
کسی که آسمانی است مرگ برایش آغاز کامیابی است بی تردید کامیابی از آن اوست اگر کسی در خیال خود سپیده دمان را در آغوش بگیرد جاودانه میشود وکسی که شب درازش را به خواب می رود به یقین در دریای خوابی ژرف ، محو می شود کسی که در بیداریش زمین را تنگ در آغوش میگیرد تا به آخر بر روی زمین خواهد خزید و کسی که سبکبار و آسوده با مرگ مواجه شود از مرگی که به دریا می ماند، با اطمینان عبور خواهد کرد * جبران خلیل جبران *
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 7:59 AM توسط ارام |
|
|
ديروز مسابقه روبوكاپ و روباتيك در محل نماشيگاه بينالمللي برگزار ميشد كه من از طرف دختر برادرم (يكي از شركت كنندگان از دانشگاه علم و صنعت ) دعوت شده بودم . مسابقات جالبي بود و ديدن بچه هاي كم سن ولي بسيار اكتيو آدم رو به وجد ميآورد دليلي كه باعث شد تا اين موضوع رو مطرح كنم چگونگي برگزار كردن اين مسابقات بود. ابتدا قرار بود اين مسابقات توسط دانشگاه علم و صنعت برگزار بشه ولي مسئولين دانشگاه مزبور به دليل دولتي بودن و نداشتن بودجه موافقت نكردند با خودم فكر كردم چطور همون دانشگاه علم و صنعت براي يك طرح كه شايد يك ماه بيشتر وقت نگيره حاضر است حداقل 6 ميليون تومان (حداكثر الي ماشا ءا... ) به عضو هيأت علمي بپردازه شايد باور نكنين اين دانشجويان كه از دانشگاه علم و صنعت شعبه بهشهر شركت كردند خودشان 50000 تومان پرداخت كردند كه اگر مقام آوردند شايد دانشگاه يا بسيج دانشگاه مبلغ مزبور رو به دانشجويان پرداخت كنه اين يعني ما براي پيشرفت نخبگان هيچ كاري نميكنيم. حتي متولي اين مسابقات حاضر نشد براي 3 روز ناهار اين شركت كنندگان رو تقبل كنه. اين يعني چي؟؟؟؟؟ اين واقعا يك دَرده دَردي كه كسي به فكر درمانش نيست!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 فروردین1385ساعت 11:7 AM توسط ارام |
|
|
یادم میآید سالها پیش که مدرسه میرفتم مشق عیدمون خیلی زیاد بود سال پنجم دبستان (دقيقا عيد ۵۵) معلم خوبي داشتيم خانم خادمي كه خيلي دوستش داشتم هم مشق كم گفته بود و هم براي خط زدن مشقها گير نميداد خلاصه من روز ۱۳ بدر تصمیم میگرفتم که از سال بعد روز قبل از عید تکالیفم رو بنویسم و بقیه تعطیلات رو بدون دلهره بگذرونم ولی ....... خودتون ميتونين حدس بزنين كه چي ميشد ........ اما الان تحمل به تعویق انداختن كارهامو ندارم . کارهامو باید به موقع انجام بدم. وسواس ندارم ولی منظم هستم خدایا شکرت که کمکم کردی تا از اشتباهات گذشتم درس بگیرم . خدایا این سال رو برای همه ما سالی سرشار از آرامش - دوستی - وفا و صلح قرار بده.
دیدن این گلها جیگرمو حال میاره امیدوارم برای شما هم همینطور باشه. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 9:26 AM توسط ارام |
|
|
ندای درون جواب داد................ قول داده بودم که بهتون سر بزنم ولی اصلن حس کامپیوتر و نت رو نداشتم ازتون معذرت میخوام.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 8:4 AM توسط ارام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
صبحانه زیتون آقای ابطحی یاسمن زن سوك سوك دكه از زنجان علي (مولانا) آفتابگردان (از تايلند) كميل(جديد) مخمل بانو كوير سمنان (تورنتو) نازنين ويستار عزيز مشرق خيال |
|
RSS
|