تبليغاتX
برای دلم
هدفم نوشتن جملات مثبت از بزرگان است

امروز امتحان دارم . امتحان زبان . بنابراین وقت ندارم مطلب جدیدی بنویسم (نه همیشه هر روز آپ میکنم  ) امیدوارم به یاری او هم این امتحان رو با موفقیت بگذرونم و هم همه امتحاناتی که در آینده پیش می آید. برای همه شما دعا میکنم که در همه امتحانات موفق و سربلند باشید. امتحان مادی و معنوی.. خدا کنه همیشه یادمون باشه که دردسرهای زندگی میتوانند امتحان  باشند یا تنوعی در زندگی. پس سعی کنیم در این امتحانات همیشه برد با ما باشد. یا حق .

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 9:28 AM  توسط ارام | 

امروز روزی دیگر است روزی نو. از نو شروع باید کرد. از نو باید ساخت. آنچه خودم میخواهم. آنچه خودم تدبیر کنم و در تصویر ذهنی خودم بسازم حتمن شدنی است من به این باور دارم گر چه بعضی از شماها با تفسیرهایی که از دانسته های دیگران بدست آورده اید بگویید نه اشتباه است تقدیر حکم خداست. ولی من این را باور ندارم. با این امید زندگی ام را دوباره و از نو میسازم . گویا تا کنون زندگی نکرده ام پس باید بشتابم. بسیار قوی و با طمانینه بتازم. بدون بر گشت به گذشته (گیر نمیکنم در گذشته فقط پیام رخدادهای گذشته را میگیرم و همانجا رهایش میکنم). گذشته ها گذشته حال را در یابیم. یا حق.

  

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 9:15 AM  توسط ارام | 

خداوندا به من آرامشی ببخشای تا تغییر ندادنی ها را بپذیریم . به ما شجاعتی عطا کن تا آنچه را که باید تغییر دهیم. ما را درایتی مرحمت فرما تا میان تغییرندادنی ها و دادنی ها تفاوت بگذاریم. بزرگترین پیروزی غلبه بر نفس است و شکست در آن حقیقت بارترین شکستهاست.

این جمله اول بار از امام صادق نقل شده و جبران خلیل جبران نیز با کمی تغییر اینگونه بیان کرده.

راستش ما اینجا سه تا رئیس داریم . ریئس مستقیم خانم دکتری است که من خیلی دوستش دارم و مشکلی باهاش ندارم. رئیس آخر که رئیس بزرگ است نیز مرد خوبی بود و با اون هم مشکلی نداشتم. دیروز اول وقت شنیدم که استعفای ایشون رد شد. بنابراین موندنی است. من خیلی کلافه بودم. به خاطر اینکه با بودن ایشون رئیس وسط نیز میموند. من و رئیس مستقیم (خانم دکتر) به شدت پکر شدیم. (تا اینجا فهمیدین که مشکل رئیس حد واسط است) تا اینکه رئیس بزرگ آمد. اول از همه منو صدا کرد که کاری به من ارجاع بده. با دلخوری رفتم داخل اتاق گفت خانم ..... لطفن این آخرین کار رو برای من انجام بدید با همون سلیقه همیشگی!!! من چطور؟ مگه نگفتن که قرار است ..... گفت: نه! دیگه ریاست برای من بسه. میخواهم برم دنبال کاراصلی خودم. گفتم یعنی دیگه خسته شدین!!!(با خوشحالی پدر سوختگی) گفت آره. اما هنوز این خوشحالی همه وجودم رو نگرفته بود که شنیدم ایشون رئیس حد وسط رو پیشنهاد داده به رئیس جدید و خواسته که ایشون بمونه من از دیروز پکر تر از همیشه بودم. از طرفی رئیس جدید و از طرفی این آدم ........ تازه داشتم جمله بالا رو مرور میکردم که خدا کمک کنه تا تغییر ندادنی ها رو بپذیرم که منشی همون رئیس (حد واسط) آمد و گفت. خوشحالی!! گفتم چرا؟؟ مگه اتفاقی افتاده. رئیس شما که هست!!! گفت خودش الان آمد با ما خداحافظی کرد و گفت ما رفتنی هستیم. که همه نفس راحت کشیدیم. تا باشه از این خبرهای خوب خوب. خدا دل همه رو خوش کنه الهی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 10:48 AM  توسط ارام | 

پریروز در کلاس زبان بحث بر روی افکار و تصاویر ذهنی شد که معلم ما از این حرفها به شدت برآشفته شد و همه کتابهای اسکاول شین و کاترین پاندر و گیتی خوشدل و ... را مزخرفات میدونست. یکی از بچه ها که خیلی اصرار داشت بهش بقبولونه که این کتابها و این حرفها حرفهای خوبی است. این تویی که باید باورت رو عوض کنی و چون باورت منفی هست اتفاقات خوب برایت نمیافتد به گوشش نرفت که نرفت و معتقد بود من هم قبلا مثل شما فکر می کردم ولی وقتی نتیجه برعکس گرفتم نسبت به آنها بدبین شدم. و الان هم همه کسانی که به دنبال این جور کتابها و این جور صحبتها هستند آدمهای احمقی هستند (با همین صراحت) از آنجا که من در صحبت کردن انگلیسی خیلی تبحر ندارم نتونستم منظورم رو بخوبی برسونم (نه خیلی هم آدم متبحر در زبان فارسی هستم....). اما امروز برای تذکر به خودم و شما اینجا مینویسم. شاید اون هم بیاید و بخونه و نظرش عوض بشه.

حدیثی داریم مبنی بر :

العبد یدبر و الله یقدر

شما از این جمله چی میفهمین؟؟ غیر از اینه که انسان - عبد - بنده تدبیر میکنه و خداوند تقدیر!!!!!!

پس چرا ما فکر میکنیم خدا برای ما مقدر کرده که اینجوری زندگی کنیم. تلاش بی فایده است؟

همه چیز زندگی ما و بالطبع همه چیز این عالم بسته به تفکر ما دارد. هر جور که فکر کنیم همان جور میشه. پس بیایید من بعد با مثبت اندیشیدن (چون فکر ما به طور روتین عادت کرده که منفی فکر کنه) و در مورد مسائل جاری و آینده با درست فکر کردن زندگیمونو  تغییر بدیم . حیف این زمان است که داریم ممکن است چند لحظه دیگر زنده نباشیم پس از همین الان شروع کنیم که عقب نیفتیم.

خبری در مورد مثبت اندیشی برایون نقل میکنم.

به گزارش پايگاه اينترنتي BBC، طبق مطالب درج شده در آخرين شماره نشريه Proceeding of the national Academy of science ، در برخي موارد، تاثير مثبت انديشي در کاهش درد به اندازه تاثير مورفين است و کمک مي کند تا فعاليت قسمتهايي از مغز که مسئول پردازش اطلاعات مربوط به درد هستند کاهش يابد.
همچنين، محققان دانشگاه " ويک فورست "  معتقدند : اگر انتظار داشته باشيم درد کاهش  يابد، واقعا اين اتفاق رخ مي دهد.
دکتر " رابرت کوگيل " و تيم تحقيقاتي اش بعد از مطالعه روي تعدادي از داوطلبان به اين نتيجه رسيدند، در افرادي که قادر هستند به طور مثبت فکر کنند، 28 درصد از ميزان درد کاسته مي شود.
دکتر کوگيل در رابطه با يافته هايشان توضيح مي دهد: درد تنها در نتيجه سيگنالهاي ارسالي از مغز ايجاد نمي شود، بلکه خبري فراتر از آن مثل فکر کردن دائمي به درد، باعث احساس درد در ما مي شود.
به همين جهت اگر نقش اين تفکر منفي حذف و با تفکر مثبت جايگزين شود تا حد زيادي از ميزان درد کاسته خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 8:6 AM  توسط ارام | 

یک خبر خوشحال کننده اینه که رئیس قدمی حتمن حتمن میره (خدا پشت و پناهش و موفقیت بدرقه راهش). اما اینکه چه کسی قراره این بار رو از زمین برداره؟؟؟؟؟ خیلی از مردان توانا که ماها می پسندیم قبول نمیکنند چون فکر میکنند خیلی کار مشکلی است. ولی اونهایی که برای رئیس شدن تلاش میکنند ما دلمون نمی خواهد (چون قراره اگر بشن رئیس پوست از سرمون بکنن) و اصلن برای رئیس شدن مناسب نیستند (یکیشون همین الان اومده توی اتاق من هم با پر رویی تمام دارم به وبلاگ نوشتنم ادامه میدم). شما بگید ما چی کار کنیم ؟؟؟؟ آخه دلمون نمیخواهد این بشه رئیس. نمیدونم کیو باید ببینیم؟؟؟؟ شما میدونین؟؟ اگه میدونین کمکمون کنین لطفن. مرسی از اینکه برامون دعا میکنین. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1384ساعت 8:27 AM  توسط ارام | 

امروز اول وقت خبر خوشحال کننده پذیرفتن استعفای رئیسمون رو شنیدم. نمیدونی چه لذتی داره استعفا!!!! البته من رئیسم رو دوست داشتم ولی راستش من تنوع طلب هستم این اولین باراست که به مدت ۵ سال یک جا دارم کار میکنم . چون در گذشته همیشه هر دو یا سه سال کارم رو عوض میکردم. فکر نکنین که کارمند بدی بودم منو میفرستادن جای دیگه نه!!!!!!!!!! همیشه با خواهش و تمنا از رئیس های قبلی ام اجازه می گرفتم برم یک قسمت دیگه. که البته بیشتر مواقع وقتی بود که خودشون داشتن میرفتند و دیگه فرقی به حالشون نمیکرد من کجا کار کنم اما این بار هر چه تلاش کردم - زجه زدم که بابا من خسته شدم بذارین برم یک قسمت دیگه . دیگه کارآیی ندارم به گوششون نرفت که نرفت. تازه میگفت وقتی تو میری مرخصی جایت خیلی خالی است. خیلی معلوم میشه که نیستی . خلاصه من کارمند بدجنس امروز خوشحالم. شوخی کردم برایش دعا میکنم هر جا که هست موفق و سلامت باشه. حتمن میره جایی بهتر از اینجا!! البته اگر نیاید بگه میخواهم ببرمت اون موقع است که دیگه بنده باید  . خوب مثل اینکه زیاد حرف زدم. به امید روزهای بسیار خوش برای خودم شما و همه ایرانیان و همه جهانیان. این گل هم برای همه شما

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1384ساعت 10:20 AM  توسط ارام | 

چند روزه كه خيلي منتظرم. منتظر يك اتفاق!!! يك اتفاق خوب . يك اتفاق خيلي خوب شايد به خاطر تعويض وزير باشه () (الان با خودتون میگین این هم شد یک اتفاق خیلی خوب) كه بنده منتظرم تا پي آمد آن رئيس من نيز عوض بشود من كه خيلي اميدوارم. گرچه  بعضي  از كارمندان معتقدند وزير جديد با رئيس مون دوسته پس احتمال موندنش وجود داره!!!!!!!!!! متأسفانه. هر لحظه که کار جدیدی به من ارجاع میشه با خودم میگم آخه معلوم نیست که شما باشین پس چرا اینهمه منو اذیت میکنین  تصور اینکه رئیس جدید هیچیک از این کارها رو نپسنده برایم دردآوره. بالاخره رئیس جدید برای خودش ایده هایی داره دیگه  پس لطفن منو اینقدر اذیت نکنین. 

من فكر ميكنم يك مدير يا يك رئيس خوب هر 3 يا 4 سال بايد عوض بشود مثل رئيس جمهور. چون يك مدير در طول اين مدت هر چه كه اطلاعات و نبوغ داشته به خرج داده پس بهتره كه بره و جا رو به فرد لايق‌تري بسپاره و خودش در يك مجموعه ديگه ابتكارات خودشو به منصه ظهور برسونه (كتابي شد) . نميدونم نظر شما چيه؟

دعا كنين كه اين رئيس ما كه خيلي هم مرد خوبيه زودتر جاي خودشو به يك آدم خوبتر از خودش بده تا برای ما کارمندان هم تنوع بشه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 شهریور1384ساعت 3:16 PM  توسط ارام | 

6ـ وسيله‌اي را كه داريد، دوباره نخريد.

اين نكته ممكن است كاملا بديهي باشد. شايد از برخي وسايل چند قلم در خانه‌تان داشته باشيد. اما از وجود آنها بي‌خبر باشيد. بنابراين، قبل از رفتن به خريد، همه جاي خانه را به دقت بررسي كنيد تا ببينيد آيا چيزي كه نياز داريد در خانه‌تان موجود است يا نه (گوشه كناره‌هاي يخچال، كابينت‌ها و كمدها جاي خوبي براي گشتن هستند). فهرستي از اقلامي كه چندان استفاده نمي‌شوند تهيه كنيد و محل نگهداري هر كدام از آنها را نيز يادداشت كنيد. در اين صورت، بارها و بارها مي‌توانيد با نگاهي به اين فهرست، از خرج كردن بيهوده پول و تهيه دوباره وسايلي كه در خانه داريد جلوگيري كنيد.

 

7ـ فكر نكنيد كه هميشه بايد در حال انجام كاري باشيد.

كار نكردن اشكالي ندارد. در واقع اگر سعي كنيد هر روز زماني را به كار نكردن  اختصاص دهيد، مشكلي پيش نمي‌آيد و ضرر نمي‌كنيد. هيچ كاري انجام ندهيد. بنشينيد و تن‌آرامي (ريلكسيشن) كنيد و آرام پياده‌روي كنيد. ذهن‌تان را به روي آشفتگي‌ها ببنديد و بعد در تخيلات خود غوطه‌ور شويد. ابتدا، ممكن است اين كار  شما را عصبي كند، زيرا در همان حال كه مي‌توانستيد دست به انجام كاري سودمند بزنيد، بيكار نشسته‌ايد و داريد زمان بهره‌وري تان را هدر مي‌دهيد. اما مي‌توانيد فكرش را بكنيد؟ هنگام بيداري، در حال انجام دادن كاري سودمند هستيد. به اسب‌هاي دونده ذهنتان افسار مي‌بنديد و سرعتشان را آرام آرام مي‌كنيد. داريد ذهن خود را از قيد و بند ها آزاد مي‌كنيد. داريد كنترل خودتان را به دست مي‌آوريد. داريد مي‌آموزيد كه زندگي كردن فقط كاركردن نيست .... بلكه بودن است.

مسلم بدانيد كه ديگر تحت هجوم فشارهاي عصبي قرار نمي‌گيريد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 شهریور1384ساعت 5:13 PM  توسط ارام | 

3 ـ فهرست عذايتان ساده باشد.

هنگامي كه قصد داريد مهماني برگزار كنيد، لازم نيست انواع و اقسام غذاهاي مختلف را روي ميز بچينيد (با اينكار مهمانهايتان را تحت هجوم هشدارهاي عصبي قرار مي‌دهيد!) يك نوع پيش غذا، يك ديس غذاي اصلي، چند ظرف غذاهاي جانبي (يا همان مخلفات) و دسر كفايت مي‌كند. با اين كار، در هزينه و وقت خود صرفه‌جويي مي‌كنيد، و چنان مهماني دادن برايتان ساده مي‌شود كه دلتان مي‌خواهد مهماني‌هاي بيشتري ترتيب بدهيد. اگر مهماني را بيش از اندازه مفصل برگزار كنيد، آن وقت مهمانهايتان كه مي‌خواهند متقابلا شما را دعوت كنند نيز ناگزيرند مهماني مفصلي ترتيب بدهند، كه شايد قواي مالي و جاني‌شان را نداشته باشند. بايد به جاي كميت، كيفيت غذا برايتان مهم باشد. كاري كنيد كه به مهمان‌تان خوش بگذرد و احساس خوبي داشته باشند. اينگونه دور هم جمع شدن‌ها است كه در خاطره‌ها باقي مي‌ماند.

 

4ـ اول از همه در جست وجوي حقيقت باشيد.

قضاوت كردن، متهم كردن يا نتيجه‌گيري سريع را به تأخير بيندازيد. سعي كنيد ابتدا از واقعيت‌ها آگاه شويد. عدم آگاهي كافي هم به شما و هم به ديگران صدمه مي‌زند. پيش از آن كه قضاوت كنيد، با دسترسي به يك منبع موثق و آگاه از شرح ماوقع و تمامي آن مطلع شويد.

جامعه آماده است تا در اندك زماني پس از پخش يك شايعه به سمت همه كس و همه چيز حمله‌ور بشود و متأسفانه زماني كه خلاف چيزي ثابت مي‌شود، به هيچ عنوان خم به ابرو نمي‌آورد. شما بخشي از اين جامعه نباشيد. پيش از آن كه دست به كار شويد، از حقيقت ماجرا آگاهي پيدا كنيد.

 

5ـ ذخيره واژگاني زبان دومتان را افزايش دهيد.

ندانستن معني يك واژه آزاد دهنده و ناراحت كننده است؛ از همه ناراحت‌ كننده‌تر حدس زدن اشتباه معناي يك لغت يا پرسيدن از ديگران است. اگر معناي واژه‌اي را نمي‌دانيد آن را در فرهنگ لغات جست و جو كنيد. هر روز مشتاق ياد گرفتن يك واژه جديد باشيد و از نحوه تلفظ و كاربرد آن آگاهي كامل پيدا كنيد. غناي واژگاني به شما كمك مي‌كند كه فورا متوجه شويد در دنيا چه مي‌گذرد تا اين كه در اين راه نيازمند ياري گرفتن از ديگران نشويد.

 

مسلم بدانيد كه ديگر تحت هجوم فشارهاي عصبي قرار نمي‌گيريد.

 خوشحالم که این موارد به درد بعضی دوستان خورد. پس ادامه دارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1384ساعت 12:28 PM  توسط ارام | 

از امروز چند روش براي كم كردن استرس از مجله موفقيت شهريور ماه برايتون مي‌نويسم (البته من بيشتر براي خودم اينها رو مي‌نويسم تا آرامش بيشتري پيدا كنم) و اميدوارم براي همه شما عزيزان مفيد باشه.

1ـ از قطع شدن ارتباطتان با ديگران احساس گناه نكنيد.

مي‌توانيد در تمام طول زندگي‌تان سعي خود را بكنيد تا با افرادي كه ساليان سال در كنارتان بوده‌اند، ارتباط تنگاتنگي داشته باشيد. چه خوب است كه از پس اين كار بر بياييد، اما انجام آن نه ضرورتي دارد و نه عملي است. بپذيريد كساني كه ديگر با آنها ارتباط نداريد يا از نزدتان رفته‌اند خيلي زود از خاطرتان محو مي‌شوند. بي‌شك، آنها نيز شما را فراموش خواهند كرد. هيچ اشكالي ندارد. شايد روزي دو باره يكديگر را ملاقات كنيد، شايد هم نكنيد. در هر حال، خاطرات زيادي از آنها داريد. بنابراين با خودتان دشمني نكنيد يا ديگران را مقصر ندانيد. جدايي امري كاملا طبيعي است.

2ـ تا زماني كه موضوعي براي نگراني نداريد، نگران نباشيد.

شايد شما از زمره كساني هستيد كه وقتي همه چيز به خوبي پيش مي‌رود، دل نگران رويدادي سخت و هولناك هستيد كه از راه مي‌رسد يا اتفاقي خارج از برنامه رخ مي‌دهد، بلافاصله به بدترين سناريو فكر مي‌كنيد (مثلا منتظر کسی هستید که قرار است از بیرون یا از مسافرت برگردد همین که ۱۰ دقیقه از وقت برگشتنش گذشت و نیومد شما مضطرب میشوید و شروع می کنید به ساختن یک سناریو آن هم از نوع بسیار وحشتناک). يا شايد هم همواره ترس‌ها و نگراني‌هايي در مخيله‌تان جا خوش كرده‌‌اند! در هر شرايطي كه قرار مي‌گيريد، به ياد هزاران هزار مرتبه‌اي بيفتيد كه پي برده‌ايد نگراني‌تان بيهوده بوده است. بهر حال، فكر كنيد اين بار هم شانس زيادي به شما روي مي‌آورد و پايان كار، شادي و نشاطي زايدالوصف است. آسوده خيال باشيد، از زندگي لذت ببريد و از نگران شدن در موارد همه چيز دست برداريد.

مسلم بدانيد كه ديگر تحت هجوم فشارهاي عصبي قرار نمي‌گيريد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 شهریور1384ساعت 8:6 AM  توسط ارام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ساقی
سانی جان
فاطمیا
خاطرات ویژه
حمید عزیز
رادیو زمانه
ميچكا كلي
باغ مهتاب
نارایانا
سیب سبز (رهگذر)
فرشته مهر
فانوس خیس
به روایت من
دلگشا (قزلباش)
شهرزاد مامان حسین
محمد (ترجمه مقالات )
باران ببار
قهوه خانه
ری را
سروش
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/08/01 - 88/08/30
88/05/01 - 88/05/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
84/07/01 - 84/07/30
84/06/01 - 84/06/31
84/05/01 - 84/05/31
84/04/01 - 84/04/31
پیوندها
صبحانه
زیتون
آقای ابطحی
یاسمن
زن
سوك سوك
دكه از زنجان
علي (مولانا)
آفتابگردان (از تايلند)
كميل(جديد)
مخمل بانو
كوير سمنان (تورنتو)
نازنين
ويستار عزيز
مشرق خيال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان